کلاس اول بودمیه روز کتابمو خونه جا گذاشتممعلمم گفت ایرادی ندارهمواظب باش خودتو جا نذاری...خندیدم...نفهمیدم چی میگه!!آخه مگه میشه یکی خودشو جا بزاره؟؟وقتی بزرگ شدم فهمیدم میشه خودتو جا بذارییه گوشه شهر کنج حرم ...موضوعات مرتبط: دلنوشته
برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور
برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور


برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور


برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور


برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور

این روزها...
زیاد در شهر باد می وزد...
حتما میخواهد از راه دور
سلام ما را به حرم برساند...

برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور
باران بهانه ای بودتا من در زیر چادر مادرم در حرمت میگشتماما...ای کاش الانمادرم بودحرمت بود و باران بند نمی آمد
برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور
یعنی میشهیه گوشه ی این تصویرعکسه دل من باشهبالای اون برچسب بزنن "جا مانده در حرم "
برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور

آقا جان...
یه چیزهایی هیچ وقت تغییر نمی کند...
هیچ وقت...
منتظرتم آقا...

برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور

تو ...
پشت و پناه منی
یاامام رضا ...

برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور

من از تمام دنیا
فقط " تو " را دارم
که می ارزد به تمام نداشته هایم...

برچسب:
نویسنده: زهرا اکبریپور